السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

97

تفسير الميزان ( فارسي )

و در همان كتاب از زرارة و حمران و محمد بن مسلم از امام ابى جعفر و امام صادق ( ع ) از معناى اين آيه سؤال شد ، فرمودند : مقصود از كتابى كه در قيامت به گردن هر كسى است ، همان مقدراتى است كه برايش تقدير كرده‌اند « 1 » . و نيز در همان كتاب از خالد بن يحيى از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه در تفسير جمله : * ( « اقْرَأْ كِتابَكَ . . . » ) * فرمود : بنده تمامى آنچه را كه كرده به ياد مىآورد ، و با آنچه كه در آن كتاب ضبط شده مطابق مىبيند ، آن چنان كه گويى همين الآن آن عمل را انجام داده است ، آن گاه مىگويد : « يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها - واى بر ما اين چه كتابيست كه از هيچ كوچك و بزرگى ( از اعمال ما ) چشمپوشى نكرده ، و همه را برشمرده » « 2 » . باز در همان كتاب از حمران از ابى جعفر ( ع ) نقل كرده كه جمله « أَمَرْنا مُتْرَفِيها » را « امرنا » با تشديد قرائت كرد ، كه به معناى « كثرنا » مىباشد و فرمود : من آن را بدون تشديد نخوانده‌ام « 3 » . مؤلف : و در حديثى ديگر از حمران از آن جناب آمده كه جمله مزبور را به معناى « بزرگانشان را دستور داديم » تفسير فرموده « 4 » . و در جمله : * ( « وَيَدْعُ الإِنْسانُ بِالشَّرِّ . . . » ) * و در آيه : * ( « وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ . . . » ) * در تفسير آيه * ( « وَكُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناه طائِرَه . . . » ) * از طرق شيعه و سنى از رسول خدا ( ص ) و على ( ع ) و سلمان و غير سلمان رواياتى آمده كه چون مورد تاييد كتاب و سنت نبود و دليل عقل هم آن را تاييد نمىكرد و سند معتبرى هم نداشت لذا از مطرح كردن آنها خوددارى نموديم . گفتارى در چند فصل پيرامون قضاء فصل 1 - در معنا و حدود آن : هيچ حادثه اى از حوادث نيست مگر آنكه وقتى با علت و سببهاى مقتضاى خود

--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 284 ، ح 32 . ( 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 284 ، ح 33 . ( 3 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 284 ، ح 34 . ( 4 ) برهان ، ج 2 ، ص 412 ، ح 2 .